احمد بن حسين بن على كاتب

13

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

فلك با او بميدان كند شمشير * بگشتن نير گه بالا و گه زير جمالش را كه بزم‌افروز عيدست * هنر اصلى و نيكويى مزيدست باقبالش دل استقبال دارد * چو هست اقبال كار اقبال دارد با عساكر منصوره از دار السلطنهء آذربايجان و بغداد متوجه عراق عجم شدند و قلع و قمع متمّردان عاصى نموده عراق را در حوزهء تصرف گرفتند و از شرّ عدوان در مهد امن و امان آوردند . اما نه‌چندان خرابى در مملكت واقع شده بود كه تدارك آن به زودى ميسر شدى ، الا به مرور روزگار . شعر خدايا تا جهان را آب و رنگست * فلك را دور و گيتى را درنگست جهان را خاص آن صاحب‌قران كن * فلك را يار آن گيتىستان كن به دو سرسبز باد اين سبز گلشن * بخسروزادگانش ديده روشن مبادا تاج را بىفرقشان نور * غبار چشم‌زخم از ملكشان دور سايهء عنايت پادشاهى الى يوم النشور « 1 » باقى و پاينده باد . شعر چه مىگفتم و در چه پرداختم * كجا بودم ادهم كجا تاختم [ 11 ] بدان اى عزيز من كه مبنى اين رساله دوازده مقاله است . ده مقاله / 13 / از احوال و اوضاع قديم و دو مقاله مشتمل بر تاريخ جديد از زمان خاقانى معينى شاهرخى و آنچه صادرات و واردات در بلاد واقع شد مجملا و آنچه در يزد ظهور يافت مفصلا از محاربات امير زاده محمد سلطان غفر اللّه له و محاربات او با برادرش امير زاده بابر به دفعات و مقتل سلطان محمد و آمدن امير زاده بابر به يزد و رفتن به جانب . . . « 2 » و از صيت شجاعت و جهانگشايى پادشاه‌زادهء عالميان خلد اللّه ملكه مانند پشه از باد صرصر انهزام يافته به يزد مراجعت نمودند و شيراز را به امير زاده سنجر گذاشتند و يزد را به امير زاده خليل نامزد كردند و بعضى توابع يزد را غارتيده به طرف خراسان روان شدند و

--> ( 1 ) . ف : الدين . ( 2 ) . در هر دو نسخه جاى يك كلمه سفيد است ، اما ظاهر اين است كه جملاتى ساقط شده .